همینی که هستیم خوبه
امروز از اینکه توی مملکت ما هیچی on time انجام نمیشه خوشحال شدم، چون اگه آزمون امروز طبق آن چیزی که در کارت ورود به جلسه نوشته شده بود شروع میشد من باید پشت درهای بسته می موندم، قرار بود ساعت 8 درهای حوزه امتحانی بسته بشه و ساعت 8 و 30 آزمون شروع بشه من ساعت 8 و 40 دقیقه رسیدم سر حوزه امتحانی و آزمون 9 شروع شد تازه تا ساعت 9 و 30 دقیقه باز هم داوطلب بود که وارد سالن امتحانات می شد، با خودم گفتم ما کلن نمیتونیم با یک سیستم منظم و دیسیپلین سفت و سخت زندگی کنیم، اگه هر چیزی سر وقتش انجام بشه ما از خیلی چیزها جا می مونیم، البته درسته ما خانوادگی آدمای دقیقه نودی هستیم اما امروز شرایط آب و هوا خیلی بد بود و ما وقتی صبح خیلی زود از خوانسار راه افتادیم تنها ماشینی بودیم که در جاده بودیم....
اما واقعا جاده قشنگ بود، ترس و دلهره و زیبایی با هم قاطی شده بود
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ساعت 22:49  توسط لیلا قریب
|
