میگند 40 درصد سرطان ها قابل درمان هستند و 40 درصد دیگه قابل پیش بینی و فقط 20 درصد سرطان ها هستند که باعث مرگ و میر افراد مبتلا می شند.
نمیدونم چرا هر کسی رو که من می شناسم دچار این بیماری میشه جزء اون 20 درصده. هانی پسرعمه کوچولوی 6 ساله ی من بعد از مبتلا شدن فوت می کنه و بعد خاله جون مهربونم که تسلیم این بیماری میشه و از دنیا میره و حالا عموجونم که دکترا جوابش کردند و مثل همیشه تنها امیدمون به خداست . پس چرا این بیماری لعنتی روز به روز بیشتر میشه و چرا همه جزء اون 20 درصدند
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۵ساعت 22:58  توسط لیلا قریب
|
سلام
بعد از حدود هفت سال وبلاگ نویسی به این نتیجه رسیدم نوشتن با اسم واقعی در شهری که تقریبا اکثر آدماش می شناسنت سخته، بخاطر همین شاید خیلی دست و دلم به نوشتن نمیره.
امسال ماهان کلاس چهارم شده و باران کلاس دوم و من بطور عجیبی کلاس دومی و چهارمی خودم رو با بچه هام مقایسه می کنم. با این که کتابها خیلی تغییر کرده اما بعضی از درس ها هنوز سرجاش هست (مثل کوچ پرستوها، راز نشانه و روباه و زاغ ).
من از انشاء نوشتن متنفر بودم اما بچه هام عاشق زنگ انشاء هستند. من هیچوقت نقاشی قشنگی نمی کشیدم اما نقاشی جفتشون خیلی قشنگ و خلاقانه هست، اما جفتشون مثل من از مشق نوشتن خوششون نمی آد، خدایی ما چقدر مشق می نوشتیم اینا چقدر مشق می نویسند، دلم برای بچگی خودمون می سوزه...
-----------------------------------------------------------------------------------------
پ ن: فکر کردم بعد از مدتها ننوشتن باید پستم رو با سلام شروع کنم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۰۴ساعت 23:42  توسط لیلا قریب
|