یادباران

دل نوشته های دختری از دیار باران

تمام شد

بالاخره نقاشی و خونه تکونی بعد از ده روز تموم شد، هر چند خیلی خسته شدم اما نتیجه اش خوب بود، همه جا تمیز و پاکیزه شده  و تا حدی تغییر کرده وسایل اضافی دور ریخته شد، (کلا از دور ریختن وسایل بلااستفاده و اضافی لذت می برم ) حالا احساس خیلی خوبی دارم احساس آرامش وسبکی و از شنیدن آهنگ همه چی آرومه من چقدر خوشحالم لذت می برم.

اما تویی که  نمی دونم اینجا رو می خونی یا نه؟ از طرز نگات و لرزش صدات همه چی رو می خونم، چرا با خوشی دیگران ناخوش می شی؟ چرا خودتو شایسته بهترین ها می دونی و دیگران  رو نه؟ بخاطر من نه، بخاطر خودت دست از این کارها برداروگرنه دودش به چشم خودت خواهد رفت.


+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۹ساعت 16:28  توسط لیلا قریب  |