باز باران
سلامی خیس و بارانی به همه دوستان دنیای مجازی
امروز حالم خیلی خوبه نمیدونم بخاطر روزهای بارانی این روزاست یا نه؟ اما اشتیاق نوشتن در اینجا در من شعله ور شده و دوست دارم حتی یک سطر هم شده بنویسم.
پاییز با اتفاقات تازه برای ما شروع شد کلاس اول شدن ماهان و دوباره دانشجو شدن همسر دو اتفاق خوب و شیرین بود که امسال اتفاق افتادخدای مهربانم خودم٬ عزیزانم و دوستانم رو به تو می سپارم.
وای ؛ باران باران
شیشه ی پنجره را بَاران شست.
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ ،
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پرمرغان نگاهم را شست.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ساعت 12:51  توسط لیلا قریب
|