یادباران

دل نوشته های دختری از دیار باران

آمدیم

اول بایدبگم پست قبلی را آقای همسر با اجازه خودشون گذاشتند و جایزشون رو هم خودشون زحمت می کشند و به برنده ها می دند، دوم اینکه تصمیم گرفتم در سال جدید به کامنت های دوستان جواب بدم نمی دونم همیشه کمی وقت رو بهانه می کردم و سریع می اومدم کامنت ها رو میخوندم و تایید می کردم و می رفتم اما دیگه می خوام این تصمیم رو عملی کنم انشاالله.

تعطیلات خوب بود اما بعدش بچه ها و من ی بیماری ویروسی گرفتیم و حسابی افتادیم نمی دونم چرا مریض می شم دلم خیلی برای خودم می سوزه و مث بچه ها می شم و دوست دارم مامانم پیشم باشه و ازم پرستاری کنه خدا هیچ بچه ای رو بی مادر نکنه آمین

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ساعت 19:16  توسط لیلا قریب  |