خواب سوم
سه ربع می خوابم سه تا خواب می بینم، دو تاش یادم میره اما سومی نه، روز پدر و من پیش بابابزرگم هستم دوربین رو برمیدارم تا از بابابزرگ عکس بگیرم یادگاری بمونه، پیش خودم میگم خدا رو چی دیدی شاید بابابزرگ سال دیگه روز پدر پیش ما نباشه بذار حسابی ازش عکس بگیرم، بیدار میشم، یادم میاد بابابزرگ دو ساله که رفته و پیش ما نیست.
برچسبها: دلتنگی
روحش شاد، دلم بدجوری براش تنگ شده
برچسبها: دلتنگی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۳۰ساعت 9:0  توسط لیلا قریب
|