یادباران

دل نوشته های دختری از دیار باران

دلم تنگ است

دلم تنگ است٬ دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است٬ صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

دوباره رفتم تو فاز افسردگی هر چند بعد از عید خیلی برای روحیه دادن به خودم تلاش کردم اما فقط تلاش خودم کافی نیست

امروز به دختر سه ساله ام باران می گم حوصله ام سر رفته نمی تونم باهات بازی کنم به من می گه مامان بخواب حوصله ات بیاد پایین٬ کلی از این حرفش خندیدم فک کنم حوصله رو مثل آب یا شیر فرض کرده که وقتی جوش می آید سر ریز می شه!!!

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۹/۰۲/۱۷ساعت 2:6  توسط لیلا قریب  |